خرید بک لینک

درباره سایت

فقط جایی برای نوشتن.

آخرین مطالب

امکانات وب

خیلی از اولین تجربه های زندگیم بعد از ازدواجم پیش اومد. خیلی از اتفاق هایی که تا حالا برام نیوفتاده بود . از اون اوائل که عمل مامانم پیش اومد و اولین تجربه من از بیمارستان رفتن عزیزانم . بعد از اون عم

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

فردا عروسیمونه ....

ممنوووونم ازت که قراره خوشبختم کنی مرد ِ من.

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

الان که قابلمه ماکارونی رو گازه و تهدیگ سیب زمینی ش در حال طلایی شدن ، من اینجا نشستم و تو فکر اینکه پنج روز از عروسی مون گذشت ... مثل برق و باد و فقط یه خواب شیرین ِ شیرین ِ شیرین ازش برام موند . یاد

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

فردای روز عروسی با ماشین غیاث رفته بودیم که پیراهن و تاج رو بدیم، آهنگ های فلشش خیلی خوب بود . یعنی کاملا مشخص بود دونه دونه نشسته انتخاب کرده . همونجا به همسر گفتم یه کپی بگیر از رو فلشش . حالا زدیم

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

از بچگی تو گوشمون خوندن که زندگی ، نداری داره . شوهر ، دست تنگی داره . تو باید صبر کنی ، خواسته هات رو کم کنی . پشت شوهرت باشی تا تموم بشن اون روز ها و مطمئن باشین که اون روز های سخت تو زندگی همه بوده

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

دیشب بالاخره عکس و فیلممون رو تحویل گرفتیم. هر چی از کیفیت و قشنگی عکسا بگم دو برابرش باید از افتضاح بودن فیلممون بگم. با اینکه من اصلا آدم بی ادبی نیستم اما خیلی دوست دارم چند تا حرف بی ادبانه به فی

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

دیدین یادم رفت بگم؟؟؟ از اولین ماهگرد عروسیمون. به طرز وحشتناکی زود گذشت این یک ماه ، بدم میاد از گذر زمان . فکرشو بکن .... الان هنوز تو همون لحظه بودیم که اولین بار بغلم کردی ... سرمو گذاشتم تو سینه

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

امروز عکس های خام رو از آتلیه گرفتم ، الان فلش رو زدم به گوشی و نگاشون کردم. عجججججب چیزایی شدن... عاللللیه .

دلم غش رفت برا خودم :))))

عکس ها خام و بدون ادیت هستن اما عالین . واقعا عکاسمون محشر بود وگرنه من یکی به شدت بد عکسم!!

چال لپامم حتی تو عکسامون هس^_^

دوس دارم دوباره برم آتلیه و ماچش کنم عکاسمونو .

دوس دارم دست خالی هم نرم. کیکی چیزی بپزم ببرم براش ... اما خب این روزها نمیشه !

اما حتما باید برم.

یه روزم باید برم آرایشگاهم و ازش تشکر کنم. سنگ تموم گذاشت برام.

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

ده روزه که این وضعیت مسخره اومده سراغم. دلم برای راه رفتن ، بیرون رفتن ، خرید کردن و حتی انجام کارهای خونه تنگ شده ... ده روزه که بیشتر از دو سه دقیقه نمیتونم رو پام بایستم. بیشتر از ده قدم نمیتونم را

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:01

صفحه بندی